امام علی(ع) و کودکان

فَلْیُبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ وَالْوالِدُ الْوَلَدَ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ...

امام علی(ع) و کودکان

فَلْیُبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ وَالْوالِدُ الْوَلَدَ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ...

امام علی(ع) و کودکان

یکی از کارها معاویه لعنة الله در بدنام کردن امیرالمومنین علی(ع) این بود که در شام به بچه های شامی بره هدیه میکرد و میگفت این بره از جانب معاویه است و زمانی که بچه های شامی با بره خودشون انس میگرفتند و بزرگتر میشدند،عمال معاویه اون بره رو که گوسفند شده بود از بچه ها میگرفتند و میگفتند این کار از جانب علی است و ما به فرمان علی این گوسفند رو از شما میگیریم.
در واقع با همین حیله ها کینه حضرت علی(ع) و بچه های حضرت علی(ع) رو در دل مردم شامی کاشت تا جاییکه بعد از واقعه کربلا و اسارت اهل بیت،وقتی از امام سجاد پرسیدند سخت ترین لحظات اسارت برای شما کجا بود؟ ایشون سه بار فرمودند:الشام الشام الشام...

دشمنان اهل بیت(ع) برای دشمنی آن حضرت نقشه ها کشیده اند و خرج ها کرده اند. حال از خود بپرسیم ما به عنوان محب اهل بیت(ع) برای ایجاد حب در کودکانمان چه کردیم و چقدر خرج کردیم؟
مهد حضرت رقیه سلام الله علیها وابسته به مسجد جامع صفا

طبقه بندی موضوعی

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ولادت» ثبت شده است

نام خدای مهربون                     اول هر قصه ماست

بزرگی که مهربونه  خدایی          که در همه جاست

تو آسمون دین ما                     اماما چون ستاره اند 

حرفای اونها واسه ما                همیشه راه و چاره اند

ستاره ی رخشنده ای             که اولین امام ماست

در کعبه دنیا اومده                  نامش علی مرتضی(ع)ست

فاطمه بنت اسد                       نام قشنگ مادرش

ابوطالب بابای او                       سایه بونِ روی سرش

سیزدهم ماه رجب                   تولد آقامونه

چراغونی تو کوچه هاست           آخه علی(ع) مولامونه



                  شاعر: نجمه سادات هاشمی

منبع: کتاب پهلوان مظلوم کاری از انتشارات آیین دانش

 فاطمه بنت اسد نه ماه برای تولد فرزندش انتظار کشید و وقتی درد زایمانش گرفته مسجد الحرام رفت و با خدا اینگونه مناجات کرد:« پروردگارا! من به تو و پیامبران تو و کتاب هایی که تو فرستاده ایی ایمان دارم و سخن جدم ابراهیم(ع) را هم او که این خانه را بنا کرد(در یگانگی تو)تصدیق می کنم. پس به حق کسی که این خانه را ساخت و به حق فرزندی که در شکم دارم، زایمان را برمن آسان کن.» پس این مناجات، دیوار کعبه شکافت و فاطمه بنت اسد، وارد کعبه شد و دیوار، دوباره به حالت اول خود برگشت.سه روز از این ماجرای حیرت انگیز گذشت و در روز چهارم فاطمه بنت اسد در حالی که فرزندش علی(ع) را در آغوش داشت از خانه ی خدا بیرون آمد و یک راست به سوی خانه ی خود رفت. ابو طالب از دیدن پسرش خوش حال شد. به اذن خدا، علی(ع) زبان باز کرد و به پدر سلام داد. وقتی رسول خدا(ص) برای دیدن پسر عموی نو رسیده اش آمد، علی(ع)از خوش حالی تکانی خورد و به پیامبر(ص) لبخندی زد و گفت: «سلام بر تو ای رسول خدا.»



منبع: کتاب لبخند ستاره ها کاری از آقای غلامرضا حیدری ابهری